جومونگ پیش شاه میاد و خبر سلامتی مادرش رو به شاه میده . شاه هم در مورد مهارت هاش ازش سوال میکنه و میگه که مهارت هات بالا رفته ، چطور به این سطح بالا رسیدی ؟؟ جومونگ هم در مورد هموسو براش میگه و میگه که اون میگفت که با شما در ارتش دامول بوده، خلاصه گیوم وا میفهمه که اون طرفش هموسو بوده .
شاه همه رو به پیش خودش فرا میخونه . به همه میگه که هدفش از فراخوندنشون ، انتخاب ولیعهد هستش . خلاصه رو به سه برادر میکنه و میگه که شما برای ولیعهدی باید با هم رقابت بکنید تا من تشخیص بدم که کدومتون برای ولیعهدی مناسبید . ملکه و برادرش مخالفت میکنند ، اما تسو و یانگ پو قبول میکنند و
جومونگ هم به پادشاه میگه که من هنوز یه مرد واقعی نشدم و میخوام از قصر بیرون برم تا مرد بر گردم و شاه قبول میکنه .

ملکه از اینکه تسو رقابت رو قبول کرده عصبانی میشه ، یو می یول هم از
اینکه پادشاه بدون مشورت اون تصمیم به این کار گرفته ، خیلی عصبانی میشه
به عموی ملگه خبر میدند که شاه برای تعیین ولیعهد گفته که با هم باید رقابت کنند، واسه همین عموی ملکه پا میشه و میاد بویو ، به درخواست ملکه و برادرش میره با پادشاه در مورد ولیعهدی تسو صحبت میکنه ، اما شاه قبول نمیکنه و اجازه صحبت رو بهش نمیده .