یانگ پو که میشنوه تسو میخواد جای امپراطور رو بگیره تصمیم میگیره خودش زود تر این کار رو بکنه به همین جهت به زوان تو میره تا از هوانگ کمک بخواد

موپال مو حالا که کتاب رمز گشایی شده ، طبق دستور اون مشغول ساختن زره فولادی میشه سخت تلاش میکنه و بالاخره موفق میشه تا یکی مثل اونوبسازه

جومونگ هم وقتی میبینه که دیگه میتونن ارتش آهنی داشته باشن همه روسای قبایل رو احضارمیکنه و بهشون میگه که مادربرابر مشکلات زیادی مقاومت کردیم ما بایدبه زودی یک ملت بشیم و هان رو از این سرزمین بیرون کنیم